آرشیدا جونآرشیدا جون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

❤✿عشق ما✿❤

اهنگ feel the light

آرشیدام من عاشق این اهنگ شدم برای تو هم گذاشتم تا ازش لذت ببری اینم ترجمه اش! feel the light-جنیفر لوپز!   Here I go دوباره شروع میکنم Here I go از نو شروع میکنم Feel better  n ow الان احساسِ بهتری دارم Feel better now حالا حسِ بهتری دارم Here I go دوباره شروع میکنم Here I go از نو شروع میکنم It’s better now الان بهتر شد Feel better now حالا احساسِ بهتری دارم Do you remember when we fell under اون وقتایی که احساسِ درموندگی می کردیم رو یادته؟ Did you expect me to reason with thunder ...
16 ارديبهشت 1394

21 ماهگی!

در 21 ماهگی ماشالا شیطون شدی! قرار شد این هفته بریم دکتر چکاپت امار وزن و قدت دستم بیاد! حسابی به همه محبت داری! تو حرف زدن راه افتادی یکم بیشتر  کلمه بهبه بجای بده میگی همه چیو میخوای ! دایم تو یخچالی دستت تو ظرف زیتون هی درمیاری میخوری باز میای بر میداری! چون خودت در یخچالو باز میکنی محدودیت نداری! کشوهاتو هی میزیری لباساتو میاری و کفشو وسالاتو یعنی بریم بیرون! میری تو بالکن کبوترا رو میبینی و بهشون با ذوق اشاره میکنی و صدام میکنی جیجی میگی! بوس کردن یاد گرفتی! هنوزم کامل حرف نمیزنی! تو عید رفتیم از4 روز اخرشو شمال فومن سرسبز و با صفا و قشنگ بود! با باباجون مامان جونی و دایی و خاله! حسابی شیطونی کردی ...
16 فروردين 1394

سال 1394 مبارک

نوروز یعنی نو شدن! نو ساختن ! نو پوشیدن ! از نو شروع کردن! شروع هزاران خوبی و خوشی  و محبت! و هزار چیز دیگه! هر سال بهاران با نوروز باستانی و دوست داشتنی  برای ما ابرانیا همراه هست! امسال دومین سال نوروز و سال زندگیتو در سال 94 شروع کردی گل مامان! امیدوارم امسال شروع نو شدنهای دوست داشتنی و قشنگ دز زندگیت باشه! همراه با هزاران آرزوی خوب برات و سلامتی و شادیت! برای من همین سلامتی و شادیت و صدای خنده هات و حرف زدنت بسه ! تو هم شکوفه بهار زندگیم دعا کن نوروز امسال با بهترین ها و دل خوشی همراه باشه برخلاف سال نچندان جالب قبل! امسال مثل هر سال عیدو تو خونه بودیم و لحظه تحویل سال ساعت 2:15 دقیقه شب بود که شما خواب...
16 فروردين 1394

20 ماهگی!

20 ماه از تولدت گذشت با هزاران شیرینی خاص خودت! در تاریخ 14/12/93 برای اولین بار اسمتو گفتی هی هم تکرار میکنی! شیدا - شیدایی-   اینجوری اسمتو میگی! اینقد شیرین میگی شیدا ادم دلش اب میشه! وقتی داشتی با بابات کتاب 3 تا ماهیو میخوندین اسمتم گفتی! در تاریخ 16/12/93 دندون 17 در اومد! واقعا اگه صحبت کردنتم مثه دندون در اوردنت بود الان من یه هم صحبت داشتم! خدایا شکرت! ...
17 اسفند 1393

این روزها 19 ماهگیت

19 ماهگیت مبارک! این روزها عشق مامان خیلی بزرگ و تو دل بروتر شدی! خیلی دقیق همه چیز رو از نظر میگذرونی ! نمیشه یه چیزو به راحتی ازت قایم کرد! دست باباتو میگیری و هی میبریش تو ی اتاق تا از توی کمدت وسایلاتو بهت بده! شاید بیشتر از 10 بار هی میبریش که شاکی اش میکنی! عروسک و هاپو و ماشینتو خیلی باهاشون بازی میکنی هی لباسه عروسکتو در میاری و میگی بکنم تنش! جای شکلاتارو میدونی هی می دویی میای میخای بهت بدم حداقل روزی سه تا رو میخوری باباتم غر میزنه بهش نده هم بخاطر دندنات هم اینکه تو سن شما نباید شکلاتو زیاد بخوری! کلماتی که میگی : بدی بدی بدی همین جور یه چیزو می خوای  پشت سرهم و تند تند تکرار میکنی تا بهت بدنش! بابا آبه ! ج...
12 بهمن 1393

براورده شدن آرزوی سلامتی!

نازنینم! این روزا خبر خیلی خوشحال کننده ای که دارم اینه! که شکر خدا شما آزمایش دوم vcug رو دادی و اینبار جواب منفی بود و با مصرف همون دوره 6 ماهه شربتت رفع شد ! و شما خوبه خوبی! خورشید خوشگل من! تو روشنی و روشناییت بالاتر از هر نورییه! از خدا میخوام همیشه سالم و شاد باشی هیچ وقت برای سلامتیت ناراحت و نگران نباشیم! خدایا ممنونم! مثل همیشه ازت آرزوی سلامتی برای خانواده ام و دوستان عزیزم دارم! آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن! ...
27 دی 1393

بدرود با دوران سخت واکسن! تا مدرسه!

به سلامتی دخمل گلم اخرین واکسنشو هم زد! و تمام! با اینکه هی میخواستم عقب بندازم و میترسیدم از دردسراش و از همه بدتر تب تو که واقعا داغونم میکنه اینجوری ببینمت! اما خداروشکر که چون راه میرفتی و حرکت داشتی به سختی قبلیش نبود و این اخریو گذروندیم! و صد البته فرشته کوچولوی من اینقد بزرگ شد که واکسنات با همه سختی شون گذروندیم و راحت شدیم! دیگه واکسنی در کار نیست تا بزرگ بشی و برای مدرسه رفتن حاضر بشین خانوم خانوما! خداروشکر!   ...
27 دی 1393